قدم زنان به شعر من خوش امدی
سکوت این قلم شکسته ای
خزان عشق را به برگ سبز خاطره
به یک سبد گل قشنگ یاس رسانده ای
تو در سکوت بیشه ای
که من به ان قدم نهم
و این غنیمتی برای سرنوشت من
دچار بیشه ها شدم
دچار تو - نوای سار بیشه ها
تو هر زمان نگاه خسته ی مرا
به رامش و صفای دل رسانده ای
تو را به دل نشان زدم
که امدی به شعر من
بیا گشا دل مرا
ببین چطور !به خط اول کلام عاشقانه ی دلم نشسته ای
مرا به انتظار خود کشانده ای.
تبلیغات





